تبليغاتX
هـــه وا ل نیـــر

هـــه وا ل نیـــر

اولیـن نشـریه ی دانشـجویـی به سـه زبان کــردی,فـارسی و تـرکـی

شعر كوردی با وجود محاصره‌ی فرهنگی، هرگز هویت ملی خود را از دست نداده و شاعران كورد بخاطر تشخیص امتیاز انسانی و مسیر متعهد خود، هرگز تسلیم تخیل بی بار و پروسه زیبایی كلام نمی‌شود. آنچه خط همبستگی زبان و جان خلاق این شاعران را به وجود می‌آورد، زبان مشترك آنها از یك حلقوم خونین است.

ادامه مطلب را در زیر بخوانید...

شعر كوردی با وجود محاصره‌ی فرهنگی، هرگز هویت ملی خود را از دست نداده و شاعران كورد بخاطر تشخیص امتیاز انسانی و مسیر متعهد خود، هرگز تسلیم تخیل بی بار و پروسه زیبایی كلام نمی‌شود. آنچه خط همبستگی زبان و جان خلاق این شاعران را به وجود می‌آورد، زبان مشترك آنها از یك حلقوم خونین است.

یكی از عمده عواملی كه تاكنون سبب حفظ و حراست فرهنگ ملت كورد شده است همین همسویی اندیشه‌ی قومی است. شاعران كورد به آن نكته فروزش و فراگیر اندوه و شادمانی مشترك انسانی رسیده‌اند و زبانشان ... همبسته‌ی بغض‌ها و بیم‌ها و دردها و عشق‌ها و عاشقانه‌های آدمی را در بر می گیرد.

شاعرانی كه رسوب، فرهنگ، دردها و ناعدالتیها و ادبیات این ملت را به گوش دنیا رسانده و خود نیز جهانی شده اند . یكی از این شاعران جهانی و معاصر كورد استاد شیكو بی‌كس می باشد. شیركو بی‌كس فرزند «فایق بی‌كس» كه پدرش یكی از شاعران بزرگ و ملی كورد می باشد. شیركو بیكس‌ در سال 1940 میلادی (1319) شمسی در شهر سلیمانیه به دنیا آمد و در دامن مادری فرهنگ دوست و پدری دانا بزرگ شد.

 او بعد از استاد عبدالله گوران، یكی از شارحان و معماران پیشرو شعر آزاد كوردی است. شیركو بی‌كس پر كار و خستگی ناپذیر كه بیشتر به مفهوم ادبی جهانی در اذهان اهل فن جایی گرفته است و با آنكه در نقد ، داستان و ترجمه تواناییهایی در خور و شایسته می باشد، اما كار شعر ، سرنوشت محوری قلم او را رقم می زند . استاد شیركو بی‌كس هر چند وابستگی به احزاب و گروههای فعال سیاسی كورد را داشت اما از راه ادبیات و سرودن شعر به مبارزه علیه ظلم و زور روا شده به ملت كورد پرداخت و سالها در این زمینه به فعالیت پرداخت كه می توان به مبارزات او در این مهم بر علیه رژیم فاسد و اشغالگر بعثی صدام حسین و سرودن شعر برای شخصیتهای مبارز كورد و شهیدان این راه اشاره كرد.

سخت كوشی و پیگیری این شاعر جهانی در سیطره فرهنگ، ادبیات و شعر كوردی ، به او شخصیتی غول آسا و عاصی بخشیده است. شاعر چیره دست فارس زبان روزگارمان سید علی صالحی سالها پیش شیركو بی‌كس را امپراتور شعر دنیا نامیده است .

شیركو بی‌كس در جامعه فرهنگی كورد، هموزن احمد شاملو در پهنای ادبیات معاصر فارس می باشد. آثار شیركو غنی و بسیارند، در سال 1968 میلادی اولین مجموعه‌ی شعر وی با عنوان «درخشندگی شعر» منتشر شد و صاحب آثاری چون: آئینه‌های كوچك «شعر» ، بامداد «شعر»، من عطشم را با آتش فرو می نشانم «شعر»، كاوه‌ی آهنگر «نمایشنامه منظوم»، سپیده دم «شعر»، پیرمرد و دریا «همینگوی – ترجمه»، دو سرود كوهی «شعر»، رودخانه‌ها «مجموعه داستان»، عقاب «شعر»، كجاوه گریه‌ها«شعر»، صلیب و مار و روزشمار شاعر «شعر بلند» و... مجموعه مقالات ، ترجمه‌ها و ... می باشد. شیكو بی‌كس در سال 88-1987 میلادی از دست «انگوار كارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسكی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت كرد و همچنین در فلورانس ایتالیا، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داده است.

 اشعار شیركو تاكنون به زبانهای آلمانی، فرانسه، ایتالیایی، سوئدی، نروژی، عربی، فارسی و... ترجمه شده است و بعضی از اشعار او انتخاب شده و در كتابهای درسی چند كشور برای تدریس گنجانده شده است.

شیركو بی‌كس بی‌شك مانند حلقه‌ای گره خورده در زنجیره‌ی خدایگان تاریخ ادبیات دنیا چفت شده است، خدایگانی مانند: لوركا، محمود درویش، نرودا، ریتسوس، داستایوسكی، شاملو، جبران خلیل و... كه چنان بتی ستودنی در معابر استوره‌ای ملل دنیا جاودانه خواهند ماند.

منبع: "پرتوک"

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 0:56  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

امير احمدي آريان

1

در تب و تاب روزهاي پس از جنگ جهاني دوم، حزب کمونيست فرانسه مجله يي منتشر مي کرد به نام اکسيون. در اين هفته نامه، هر هفته تحريريه پرسشي را طرح مي کردند و از خوانندگان شان مي خواستند پاسخ هاي خود را براي مجله بفرستند تا در شماره بعد منتشر شود. در يکي از شماره ها، تحريريه به اين نتيجه رسيد که پرسشي عجيب درباره فرانتس کافکا مطرح کند؛ نويسنده يي که در آن سال ها کم کم به اوج شهرت مي رسيد. پرسش اين بود؛ «آيا بايد کتاب هاي کافکا را سوزاند؟»

طرح چنين پرسشي مسلماً براي خواننده يي که مجله را باز مي کرد تا پرسش هفته را پيدا کند و به آن بينديشد، شوک آور و تعجب بر انگيز بود، به خصوص اينکه نه در هفته هاي قبل و نه در همان شماره هيچ صحبتي از سوزاندن کتاب يا بحثي درباره کافکا در نگرفته بود. اما تحريريه اين مجله نشان داد هوشمندي و فرصت طلبي اش در طرح اين پرسش بي ثمر نبوده است، چرا که در طول آن هفته بيشترين ميزان نامه از جانب خوانندگان به دست شان رسيد. اين ماجرا براي بحث ما از اين جهت حائز اهميت است که نقطه شروع مقاله درخشاني است که ژرژ باتاي فيلسوف و نويسنده مشهور فرانسوي درباره کافکا نوشته است. مفهوم محوري مقاله باتاي «کودکي» است، و باتاي معتقد است کافکا از آن جهت نويسنده يي مهم است که در تمام طول زندگي اش هيچ گاه نخواست بزرگ شود، و با اين حال همواره تلاش مي کرد به عنوان کودک در جامعه بزرگسالان پذيرفته شود. باتاي از همين پرسش شروع مي کند که «چرا بايد کافکا را سوزاند؟» و به اين نتيجه مي رسد که تحريريه مجله در اين بين پاسخ خود کافکا را فراموش کرده اند، نويسنده يي که عمرش را با وجداني معذب براي سوزاندن يا نگه داشتن دست نوشته هايش به پايان برد، و وظيفه سوزاندن را به ماکس برود محول کرد؛ دوستي که پيش از روز مرگ کافکا بارها به او گفته بود نوشته هاي او را نخواهد سوزاند. اما به هر حال، چه مي شود که سال ها پس از مرگ کافکا، عده يي فعال سياسي که نام مجله شان را «کنش» گذاشته و بي ترديد به کنش عملي بيشتر از هنر بها مي دهند، اين پرسش به ذهن شان مي رسد که «آيا کافکا را بايد سوزاند؟»

پاسخ را باتاي در مفهوم «کودکي» مي بيند، و معتقد است نقطه تمايز کافکا از ديگر نويسندگان بزرگ تاريخ ادبيات، همين اشتياق سرسختانه و ميل تعديل ناپذير کافکا به کودک ماندن است. کودکي مرحله يي است که همه تجربه اش کرده ايم، و با اين حال آن را کاملاً به فراموشي سپرده ايم. کودکي براي فرد جايگاهي مشابه جايگاه يهوديان در آلمان هيتلري دارد. يهوديان در آن جامعه وجود داشتند، مثل مردمان ديگر زندگي مي کردند و بخش لاينفکي از جامعه بودند، با اين حال مردم آلمان سعي مي کردند وجود اين اقليت را فراموش کنند، زندگي اش را ناديده بگيرند و اگر هم عطف توجهي به آنها مي شد، صرفاً به خاطر يافتن مقصر بود براي معضلات و مصائبي که آلمان ها در آن دوران از سر مي گذراندند. به اين ترتيب بود که اين تصوير جمعي در هيئت هيتلر عينيت يافت، و مردم آلمان به مردي راي دادند که مي خواست با تصفيه نژاد ژرمن، انسان طراز نو را خلق کند. هر انساني در قبال کودکي اش چنين موضعي مي گيرد. کودکي آن بخش از زندگي است که هميشه به فراموشي سپرده مي شود، و آن زمان که به ياد مي آيد در مقام مقصري براي مصائب فرد در بزرگسالي ظاهر مي شود. به اين ترتيب است که آن کس که سن کودکي را پشت سر گذاشته و با اين حال مي خواهد کودک بماند، بي ترديد با غضب بزرگسالان مواجه خواهد شد، و کافکا چنين فردي بود. نشانه هاي کودکي را در قهرمانان رمان او به وضوح مي توان يافت، به خصوص در محاکمه، که يوزف کا در برابر دادگاه چيزي نيست جز کودکي گستاخ و مزاحم، کودکي لجوج که آمده تا به هر قيمت که شده حقش را از محکمه يي بگيرد که مفهوم حق در آن بي معناست. يوزف کا پا بر زمين مي کوبد، به مقامات بالاي دادگاه علناً توهين مي کند و خطابه يي خامدستانه در مذمت دادگاه عالي ارائه مي کند بي آنکه بداند تمام تلاش هايش در جهت عدالت خواهي فقط او را به مرگ نزديک تر مي کند. يوزف کا لجاجتي کودکانه دارد، حتي روزي که دادگاه براي بازجويي احضارش نکرده است شخصاً به دادگاه مي رود تا کنجکاوي سيري ناپذيرش را ارضا کند، به حرف هيچ کس گوش نمي دهد چون شک ندارد که حق با او است، و براي گرفتن اين حق، همچون کودکي که اطلاعي از مناسبات بزرگسالان ندارد، تا پاي جان پيش مي رود. يوزف کا بي گمان نزديک ترين شخص به خود کافکا در ميان آفريده هاي اوست. کودکي کافکا اما به هيچ وجه کودکي رمانتيکي نيست، و اين نکته يي بسيار مهم است. کودکي کافکا را به هيچ وجه نبايد با آن دسته انزواهاي از جنس «چيني نازک تنهايي» خلط کرد، و اين عدم ارتباط با جامعه بزرگسالان را نبايد به گوشه نشيني و غرقه شدن در بحر تعمق تشبيه کرد. برعکس، کافکا در تمام طول زندگي اش تلاش کرد بخشي از جامعه بزرگسالان باشد. او مشاغلي به شدت کسالت آور و دور از ذهنيت شخصي خود نظير کارمندي بانک را مدت ها تحمل کرد، دو بار تا آستانه ازدواج پيش رفت و زندگي عشقي پرشوري داشت، و در مجموع به هيچ وجه موجودي گوشه نشين و منزوي نبود. کافکا کودک باقي نماند تا به گوشه انزواي خود پناه برد، او تمام تلاشش را کرد که در هيئت کودک به جامعه بزرگسالان گام نهد و بزرگسالان را متقاعد کند که يک کودک را در جمع خود بپذيرند. کافکا در اين راه شکست خورد، اما توانست تلاش هايش را در قالب بعضي از مهم ترين دستاوردهاي نبوغ ادبي در قرن بيستم به دست آيندگانش برساند.

2

مقاله باتاي اما بر پيش فرضي استوار است که بديهي پنداشته شده و با اين حال محل شک است. پيش فرض باتاي اين است که کودکي مرحله يي است قابل ستايش در زندگي فرد، مرحله معصوميت و تعالي و کلاً دوران تجربه امر خير است، کودکي آن دوره يي است که شر را در آن راهي نيست و مي توان به منزله نماد تجربه خير در زندگي فرد آن را نمونه گرفت. باتاي با اين پيش فرض کارش را آغاز مي کند و در طول مقاله اش هيچ گاه پيش فرضش را به پرسش نمي کشد، با اين حال مساله هنوز پا بر جاست؛ آيا کودکي واقعاً نماد تجربه امر خير در زندگي هر فرد است؟ آيا کودکي دوره يي است تماماً قابل دفاع و در مقابل آن، بزرگسالي محل ظهور شر و گناه است؟

يکي از مهم ترين تاملات تاريخ بشر در مورد مساله گناه، بي گمان «اعترافات» سنت آگوستين است. اعترافات کتاب شگفت انگيزي است؛ مردي که به والاترين مراتب مسيحيت دست يافته است، در اواخر عمر مي نشيند و کتابي مي نويسد که بخش اعظمش اعتراف به گناهاني است که تا قبل از سي سالگي مرتکب شده است. سنت آگوستين در سراسر کتاب در حال عجز و لابه به درگاه خداوند است تا گناهان او را ببخشد، از آغاز تولد تا پايان جواني اش که لحظه تابيدن نور مسيح به قلب او است، از نظرش دوراني است سراسر غرق در گناه و معصيت که حتي دقيقه يي از آن ارزش دفاع ندارد، و سنت آگوستين تنها راه خلاص شدن از اين کلکسيون گناهان را اعتراف مي داند. کودکي نيز از ديد او مستثنايي بر اين قاعده نيست. سنت آگوستين چند خاطره از دوران کودکي اش را ذکر مي کند؛ بسيار به والدين و مربيانش دروغ گفت و فريبشان داد، فقط به اين دليل که دوست داشت بازي کند و از درس بيزار بود، از گنجه پدر و مادرش دزدي کرد تا اسباب بازي هاي مورد علاقه اش را بخرد يا با دوستانش معاوضه کند، در بازي ها معمولاً براي پيروزي تقلب مي کرد و همبازيانش را فريب مي داد فقط به اين دليل که اشتياقي شديد و در عين حال بي معنا به پيروزي داشت، و در انتهاي اين سلسله اعترافات آگوستين مي نويسد؛ «آيا مي توان اين را معصوميت کودکانه تلقي کرد؟ خداوندا، حاشا که چنين باشد، اما استدعا دارم از آن درگذري.» (نقل از ترجمه سايه ميثمي، نشر سهروردي، ص 71)

مي توان گفت تلقي کودکي از ديد کافکا بيشتر به تلقي سنت آگوستين شبيه است تا باتاي، حداقل آنچه از باتاي در اين مقاله مي بينيم. رفتارهاي يوزف کا کودکانه است، او همچون پسربچه يي لجباز پا بر زمين مي کوبد تا حق خود را از دستگاه قضايي بگيرد، اما در نهايت هم او، هم کا در قصر و هم گرگور سامسا در مسخ، گويي کودکاني سراپا گناهند؛ کودکاني که انگار به دليل گناهي نامعلوم، گناهي که گويي در ازل مرتکب شده اند، بايد تقاص پس دهند. در عمل هيچ ستايشي از قهرمانان کافکا در رمان هايش ديده نمي شود، به هيچ وجه به نظر نمي رسد اين شخصيت ها فضيلتي نسبت به ديگراني دارند که، مثلاً در محاکمه، همگي در چرخ دنده هاي نظام قضايي له شده اند. يوزف کا در نهايت چندان حس ترحم و همدلي خواننده را برنمي انگيزد، به اين دليل که در هيچ نقطه يي از رمان صراحتاً گفته نمي شود او گناهکار نيست، و همان قدر که ادعاهاي دادگاه بر گناهکار بودن او بي اساس است، ادعاهاي خود او بر بي گناه بودنش نيز پايه و اساس محکمي ندارد. يوزف کا همان کودک سنت آگوستين است، کودکي که در عين معصوميت و «نزديک بودن به ملکوت آسماني» دست به دزدي مي زند، دروغ مي گويد، تقلب مي کند و تمام اين گناهان را اتفاقاً خيلي راحت تر و آسوده تر از بزرگسالانش مرتکب مي شود. کافکا تکيه گاهي ندارد، و هرچند شخصيت هايش را همچون کودکاني لجوج و حق به جانب به ميان جماعت بزرگسالان مي فرستد، اما هيچ کجا از آنان نيز دفاع محکمي نمي کند و بر بي گناهي شان صحه نمي گذارد. سوسک شدن گرگور سامسا و اعدام يوزف کا گويي نه فقط به خاطر بلاهت بوروکراسي قضايي يا له شدن زير فشار جامعه، بلکه گويي به علت آن گناه ازلي است که اين دو در مقام کودک مرتکب شده اند.

منبع:روزنامه اعتماد ۳۱ مرداد ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 2:17  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

داریوش رحمانیان:

فوکو تاریخنگاری مدرن را به چالش می‌ کشد

استاد تاریخ دانشگاه تهران در دومین روز از نشست "میشل فوکو" که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد، به بیان نسبت میان اندیشه های فوکو با تاریخ پرداخت و گفت: فوکو در برابر تاریخ نگاری مدرن طغیان می‌کند.

دکتر رحمانیان در ابتدای سخنش با اشاره به اهمیت اندیشه فوکو و تأخیر ایرانیان در آشنایی دقیق و علمی با او گفت: فوکو اندیشمندی نوآور و انقلابی و شالوده‌شکن است که در هیچ یک از قالبهای مرسوم نمی‌گنجد و نمی‌شود او را بسادگی، فیلسوف، جامعه‌شناس، مورخ یا منتقد سیاسی خواند و در عین حال در حوزه‌های گوناگون علوم انسانی تاثیر عمیقی گذاشته است و طرحها و مسائلش در واقع گاهی بنیان‌افکن و بنیان‌برانداز است. .

وی در ادامه اظهار داشت: در مورد دانش تاریخی و نگاه به تاریخ و تاریخ اندیشی اندیشه‌های فوکو حقیقتا انقلابی است.

این استاد دانشگاه تهران، سپس مدرنیته را مهمترین دغدغه فوکو خواند و گفت: بسیاری معتقدند که اندیشه جدید با دکارت و شک دستوری او آغاز شده است و دکارت به این معنا از بنیانگذاران اندیشه مدرن است و شک دکارتی در واقع سرآغاز دوران مدرن تلقی می شود، از این حیث فوکو را نیز که همچون دکارت فرانسوی است می توان فراخوان به این شک خواند، با این تفاوت که فوکو ما را به انتهای مدرنیته فرا می‌خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 0:48  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

   هـه وال نیـر دوم شد . . . 

       برگزيده‌هاي دوازدهمين جشنواره منطقه‌اي نشريات دانشجويي

دانشگاه اروميه

نشريه سياسي

رتبه نام نشريه مديرمسئول نام دانشگاه                    
1 - - -
2 سحر ودود اسدي آزاد اسلامي اردبيل

" هـه وال نیـر " با مدیر مسئولی و سردبیری سوران سليماني از دانشگاه تبريز
تقدير نشريه نارنجستان فرزاد جديدي تبريز
نشريه آواي دانشجو جواد مختاري بين‌المللي امام خميني (ره)
نشريه آذر آّبادگان مرتضي افشار اروميه


تيتر

رتبه عنوان نام نويسنده نام نشريه نام دانشگاه
1 البرادعي، دكتري كه در آژانس كار مي‌كند مسعود سيروس ديدگاه آزاد اسلامي اردبيل
2 سفر به جهنم به خاطر شش نمره ميثم فاميلي آشنا آزاد اسلامي شبستر
تقدير گيم‌ها مي‌گويند مسلمان را بكش رامين آقامحمدي سنگ كاغذ قيچي آزاد اسلامي تبريز
قهرمانان شاهنامه در ويترين‌هاي شانزه ليزه عليرضا سوري بچه‌هاي مهرگان علوم پزشكي تبريز

خبر

رتبه عنوان نام نويسنده نام نشريه نام دانشگاه
1 از دانشگاه چه خبر حسن علي بدلي كوير آزاد اسلامي اردبيل
2 مجموعه اخبار خبرهاي كوتاه از دانشگاه شبير قادري آشنا آزاد اسلامي شبستر
تقدير چه خبر از دانشگاه علي نوري كوهاني نوانديشان آزاد اسلامي كرمانشاه
آتش سوزي مشكوك حبيب آخوندي سبز سرخ آزاد اسلامي تبريز
مراسم طشت گذاري در خوابگاه حافظ مهرداد جليلي كيا گلشن آزاد اسلامي اردبيل

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 22:57  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

بیانیه کمیته حقوقی انجمن دفاع از حقوق مصدومین شیمیایی سردشت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

1-  ریاست محترم جمهوری عراق

 

2-  نخست وزیر محترم عراق

 

3-  ریاست محترم مجلس شورای ملّی عراق

 

4-  وزیر محترم دادگستری عراق

 

5-  وزیر محترم کشور

 

6-  وزیر محترم امور خارجه عراق

 

7-  ریاست محترم دادگاه ویژه رسیدگی به اتهامات صدام حسین

 

8-  کانون وکلای محترم دادگستری عراق

 

9-  انسانهای آزاد اندیش و عدالت خواه در سراسر جهان

 

   با سلام و عرض ادب

 

   شهرستان سردشت در منتهی الیه خاک ایران و در مجاورت عراق قرار گرفته است. در روز هفتم تیرماه سال66  توسط هواپیماهای رژیم بعث عراق مورد حمله بمبهای شیمیایی و گاز خردل و تاولزا قرار گرفت که یادگار این حمله ددمنشانه شهادت حدود هزار نفر و بر جا ماندن بیش از هشت هزار مصدوم و زخمی می باشد که سالی نیست چندین نفر از این مصدومین به جمع کشته شدگان نپیوندند. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11:13  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

    

        دلایلی چند بر محكومیت بمباران شیمیایی سردشت

 

 

  

                                 عثمان مُزیَّن‌                       

                

 

 

  هدف اصلی و اساسی در هر جنگی، بدست آوردن پیروزی است. طرفهای درگیر به انحاء مختلف سعی می‌كنند كه در خاتمه‌ی‌ جنگ به عنوان نیروی غالب شناخته شوند. لذا برای رسیدن به آن از تمامی راهكارها و قابلیّت‌های خود استفاده می‌كنند. 

جنگ هشت ساله‌ی‌ ایران و عراق از ویرانگرترین جنگهای منطقه و دهه‌های اخیراست كه آثار سوئی را برای هر دو طرف بر جای گذاشته است.هر چند آغازگر بودن كشور عراق و تأیید متجاوز بودن وی طی گزارشات منتشره‌ی‌  سازمان ملل متحد برای مسئول شناختن دولت عراق كافی است اما بررسی اقدامات صورت گرفته توسط حاكمان عراق، علاوه بر افزایش آگاهی نسبت به زوایای آن،  موجب خواهد بود تا راهكارهائی جهت جلوگیری یا كاهش اقداماتِ مشابه توسط حاكمان جبّار اتخاذ گردد. اگر با دید حقوقی به جنایات صدام حسین و هیأت حاكمه‌ی عراق نگریسته شود، بسیاری از حقایق روشن و طُرُق جبرانِ خساراتِ وارده یا راهكارهایِ مناسب به منظور جلوگیری از تكراڕ این‌گونه جنایات مشخّص می‏شوند.  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11:7  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

 

   اقتـدار کـــردها، نقشی بی بدیل

                                          

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:9  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

 

هه وال نیر شماره ۳ و ۴ 


آقای جلال طالبانی رئیس جمهور عراق بر دولتی فراگیر در عراق تاکید کرد

 بعد از نشست مسئولان لیستها منتخب برای تشکیل دولتی متحد ملی با حضور سفیر آمریکا در عراق آقای جلال طالبانی رئیس جمهور عراق در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد. در کنفرانس آقای طالبانی اعلام کرد:                                                 ادامه در صفحه ۲


تیترها

تبرئه 3 دانشجوی  کرد 


 بعث و کوردستان جامعه سی

بختیار علی


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 2:28  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

 

اخبار کوتاه


آقای جلال طالبانی رئیس جمهور عراق بر دولتی فراگیر در عراق تاکید کرد

 بعد از نشست مسئولان لیستها منتخب برای تشکیل دولتی متحد ملی با حضور سفیر آمریکا در عراق آقای جلال طالبانی رئیس جمهور عراق در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد. در کنفرانس آقای طالبانی اعلام کرد: توافق برای تشکیل دولتی متحد و ملی در این شرایط ناهموار و متشنج لازم است مسئولان و مردم عراق هر چه بیشتر متحد شوند و با یک رنگی و یکپارچگی برای بیناد نهادن دولتی فراگیر تلاش نمایند و ما در برابر تروریستها تنها با همدلی و همبستگی می توانیم در برابر آنها مقاومت کنیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 2:17  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  | 

بعث و کوردستان جامعه سی

بختیار علی

بعث حزبی همان ایلک لحظه لردن بؤیوک چتین لیک لرایله کوردستاندا ئوز به ئوزاولدی.

همان اینک تو تو شماقدا بیر جامعه ایله ئوزبه ئوزاولورکی راحا تلیغ ایله اونا قاتیشمیرواونون بدنه سیندن اولمورو اوائللراونون قاباقیندا دایا نیرلارکی

چوخ واقت چکرتا اونون اراده سی و گؤجونون قاباقیندا تسلیم اولسونلار.

بعث بیر واقت کی دریندن مسله یه باخیر دؤشونورکی کورداینسان راحات

چیلیق ایله طبیعت ده آزاده اولموش بیر آدامنان اونون فرمانی نین آلتیندا اولان بیر سربازا دؤنمز. بعث همان باشلاناندا بیلیرکی کوردوستان جامعه سی نین عیلهینه سیخما بوغماو اخلا ما سیاستین عمل ایله مگه اویوللارکی شهر لرین وکند لرین قابا قیندا ایشله دیر مهم تفاوتی واردیر .

بعث او رژیم لردن دیرکی همان ایشه باشلا یاندا درین اختلاف وضدیت اکین چیلیک جامعه سی ایله تاپ دی وچوخ اهمیت شهروشهر ده اوترانلارا قاییل دی. دئدیگیمز سیاست کوردوستاندا عراقین او بیری ئیر لرینه گوره نئچه برابر گوزه گلیم دیر. اونداکی بعث ایش اوسته گلدی ، اؤلدرن جنگی میراثی قاباقکی رژیم لردن اونا قالیشمیدیر. بوساواشمانین اساسی دا شهر لرین ائشیکینده قیرا غداکی چتین گئچمه لی ئیرلرده قورو لمو شدی همین بو چین باشلا نماق وانون دالیسیجا، رژیمه بو عینی واقعیتین باسیلماسی، اونو وادار ایله دی کی ، شهر لرین ایچینده ایشله نن سیاستین کند لرده گورن سیاست لردن آییرسین . او بو معنایا دییل کی شهرده کی لره گوره هیچ خشونت ایشلدمیر.

بلکه بومعنایا دیرکی بعث حزبی اؤزایشقگله جکین شهرلرده گؤرور نه کندلرده.... اونلار دؤشونورلرکی او یوللارکی کوردوستانین اکین چیلیک یئر لرینه گدیر جتین وقانلی یوللار دیر بعث اویئر لرده گؤجون مخصوص یولوایله راست گلیر . اوگؤج کی اونون ئوزی و اساسی تاریخ ایچیندن قایناقلار نیر . او گؤج کی اونون قاباقین آلماق وبعث مدلی ایله مگی چتین ایش دیر . بو قدرت بیر سری باغلی یئر لرین اساسیندا دیر چلدی اونا گوره اونو مرکزی قدرت لرایله ارتباط ویاخینلاشدیرماق راحات ایش دگیل. انوندا اییلمه سی وآرادان گئتمه سی طبیعی ئیرلرده چتین ایشدیر، یعنی اگرایستیه ک دئدیگیمز ائلین قدرتین اراده لرین ایچینده کی گؤجلر کیمین قیراغدا قالمیش بیرگؤجه دوندرک وشهرلرین ایچینده کی قاریشیق لیق ویئنی قدرت یوللاری ایله اونون قاباقینا چیخاق وساوا شاخ چتین ایشدیر. آیری طرفدن ایله بیلمیز اؤز یئنی سلا حلارین چوخ اثرلی وایشه گلن حالدا کورودستانین کندلرینده

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 1:58  توسط گوفاری هه وال نیرinfo_havalner@yahoo.com  |